هرچند از دید مردم عادی کتاب مقدس، کتابی الهی است و باید دستوراتش بدون کم و کاست اجرا شود، اما رویکرد علمی آن را بررسی کرده و به دنبال نویسنده آن، زمان نوشتنش، حقایق آن و چگونگی تدوین به شکل امروزی آن است. پنج کتاب نخست از کتاب مقدس یا همان تورات، روایات مربوط به تاریخ قوم بنی اسرائیل از آغاز آفرینش تا سرگردانی آنها در بیابان ها پس از اخراج از مصر است. این روایات به این دلیل مهم اند که چگونگی مناسبات میان خداوند و قوم بنی اسرائیل را به تصویر می کشند. میثاق میان خداوند و نیاکان اولیه یعنی ابراهیم، اسحاق، یعقوب و یوسف اینجا محکم می شود. تاریخ در این پنج کتاب با مرگ موسی پایان می یابد درحالی که بنی اسرائیل باقی می مانند تا آماده رفتن به سوی سرزمین موعود شوند.
مردم معتقدند این پنج کتاب را موسی نوشته است؛ درصورتی که در خود کتاب ها شواهدی دال بر این ادعا نیست و تناقضاتی نیز در آن دیده می شود. در قرن هجدهم تعدادی از محققان با دقت بیشتر به روایت های متناقض متوجه شدند که در برخی داستان ها از واژه عبری یهوه برای نامیدن خدا استفاده می شود و در برخی دیگر از واژه الوهیم. بر همین مبنا این روایات را دسته بندی کردند و دیدند که این دو دسته اساسا ادبیات، سبک و تم متفاوتی دارند. نتیجه اولیه این بود که حداقل یکی از این متن ها توسط فردی غیر از موسی نوشته شده است.
در آستانه سده نوزدهم، تحلیل عمیق تر این بخش ها نشان داد که چهار منبع جداگانه برای تدوین تورات وجود داشته است که هرکدام نقطه نظرات خاص خود را دارند و در زمان متفاوتی نوشته شده اند. احتمالا بعدها ویراستاری به ترکیب این منابع دست زده و یک روایت واحد از آنها استخراج کرده است. در قرن نوزدهم، طرفداران این دیدگاه و در راس آنها یولیوس ولهاوزن به بررسی این چهار منبع پرداختند. در پایان این قرن، یک چهارچوب کلی همراه با نظریات گوناگون برای بررسی کتب پنجگانه ارائه شد که به فرضیه های مستند یا Documentary Hypothesis معروف شد.
در این کارگاه ضمن بررسی این فرضیه، به برخی ریشه های مصری و بین النهرینی روایات کتاب مقدس هم می پردازیم.