در میان اشعار کلیشهای فارسی، با موضوعهایی تکراری مثل وصف طبیعت و مدح شاهان و عشق و عاشقی که نمونههای آنها همگی تا حدی مشابه همند، ناگهان با شعرهایی راجع به زندگی «شخصی» و درنتیجه متفاوت برمیخوریم، که آنها را حبسیه مینامیم. حبسیه شعری است که در زندان سروده شده. اصولاً شاعری که در زندان است، نمیتواند مانند دیگر شاعران متمول و خوشگذران چیزی بسراید؛ برای همین، برخورد ما با آثار این شاعران تفاوتهایی خواهد داشت. در این کارگاه، پس از بررسی کلیشههای شعر فارسی، به این میپردازیم که حبسیهها در این میان چه تفاوتهایی دارند و چه چیزی به آنها ارزش خوانده شدن میدهد و چه لذتی میتوانند برای ما داشته باشند. پس از این، با بررسی نمونههایی از این اشعار، سیر حبسیهسرایی در ادبیات فارسی را تا دوران معاصر مرور میکنیم. در آخر، سعی میکنیم که مفهوم حبسیه را گستردهتر ببینیم و نشانههای چنین موضوعی را در ادبیات مدرن، حتی داستانها و انواع دیگر ادبی، بیابیم.