بعضیها فکر میکنند که کتابها دو دستهاند، آنهایی که خواندهایم و آنهایی که نخواندهایم، اما یک کتابخوان حرفهای دستهبندی دقیقتری دارد و میداند که کتابها سه دستهاند: آنها که خوانده، آنها که نخواندهاست و آنها که نخوانده، اما چیزهایی دربارهاش میداند و برای همین دیگر اصلا لازم نیست بخواندش.از این ها که بگذریم، اصلا مگر میشود که روزی بیاید که ما همهی کتاب های دنیا را خوانده باشیم؟ یا حتی اکثرشان را؟متاسفانه ما به این جبر محدودیت مبتلاییمو باید برای این ابتلایمان کاری کنیم!باید بفهمیم چطور میشود کتابی را نخواند اما بتوان راجع به آن حرف زد
کتابخوانهای حرفهای هم همینطورند. دستهبندی دقیقتری دارند، معلومات خوبی هم دارند. و با اعتماد به نفس میگویند درست است این کتاب را نخواندهام، اما دربارهاش اطلاعات کافی دارم.
ما برای این افراد کارگاه داریم، کارگاهی که در آن یاد میگیریم چطور دربارهی کتابهایی که نخواندهایم حرف بزنیم.