سوال هیچ فیلسوفی بی طمع نیست!

با ارائه: جناب آقای راحمی
ارائه: جناب آقای راحمی
 

احتمالاً شنیده اید که می گویند، سلام هیچ گرگی بی طمع نیست!! حالا، بلاتشبیه، زبانم لال، از این ضرب المثل استفاده کرده ایم، برای سر و سامان دادن به عنوان کارگاه خودمان!!
مدیونید اگر فکر کنید فیلسوفان را به گرگ ها تشبیه کرده ایم و خواسته ایم بگوییم در فلسفه ی فیلسوفان، یک غرض و طمع پنهانی نهفته است!! بَلا به دور!! ما فقط از این جمله ی آهنگین برای تقریب به ذهن شما استفاده کردیم، همین!
زندگی فیلسوفانه، ظاهراً مملو از سوال های تو در تو خواهد بود! سوال هایی که اگر کسی از بیرون به آن ها نگاه کند، احساس می کند با یک کلاف پیچیده و به هم تابیده شده مواجه است و احتمالاً اگر عقلش برسد،، مگر سرش درد می کند که سرِ نخِ این سوال ها را بگیرد و بخواهد خودش را درگیر این کلاف عجیب و غریب بکند!
اما،، مشکل دقیقاً همینجاست! فیلسوفان فقط سر در گریبان خودشان، با این دنیای سوال ها درگیر نمی شوند، بلکه راه می افتند در کوچه و بازار و به هر مناسبتی یقه ی آدم ها را می گیرند و  از آدم ها سوال می کنند و ... اینجاست که می گوییم، به هوش باشید،،، سوال هیچ فیلسوفی بی طمع نیست! در واقع، سوال های فلسفه واگیردار هستند!!
در این کارگاه، می خواهیم بپرسیم، واقعاً فلسفه چیست؟ این سوال ها از کجا می آیند؟ با این سوال ها باید چکار کرد؟ زندگی فیلسوفانه چه ویژگی هایی دارد؟ فیلسوف ها چه سوالهایی می پرسند؟ چرا می پرسند؟ چطور به این سوال ها می رسند؟ قرار است با این سوال ها، چه کار کنند؟
آیا کسی هست که جرأت داشته باشد در این کارگاه شرکت کند؟!

 

 

 

 

 

 


 

 

برچسب ها

ثبت دیدگاه