عکس و کارتپستال؛ راویان جدید ایران معاصر
ارائه: سرکار خانم زینب علیزادهارائه: سرکار خانم زینب علیزاده - کارشناسی ارشد باستانشناسی/ دانشگاه تهران، پژوهشگر ارشد مرکز میراث تصویری ایران
مستعمرات دولتهای اروپایی تا پایان قرن نوزدهم بسیار گسترده شده بود؛ از شمال تا جنوب افریقا، از شرق اسلامی تا شرق دور و فراتر از آبهای اقیانوس آرام و اطلس تا استرالیا، نیوزیلند و کانادا. داستانهای عجیبی از زبان کاشفان و فاتحان و مسافران غربیِ این سرزمینها نقل میشد و چه کسی آرزو نمیکرد که جای قهرمانان آن داستانها نباشد؟ سفر به دوردستها اما برای مردمانی که بیشترشان را طبقۀ کارگر صنعتی تشکیل میداد، رویایی دستنیافتنی بود و سختی راهها و ناامنی، حتی بسیاری از بورژواها و روشنفکران را هم به هراس میانداخت. پس آنها میماندند به انتظار شنیدن روایتِ معدود دلاورانی که رهسپار چنین سرزمینهایی میشدند. ادبیات و هنر هم دست در دست یکدیگر روایت آن قلمروهای دور و نادیده را شنیدنیتر و جذابتر میکردند ولی همۀ آن شنیدهها در سیطرۀ هالهای از وهم و خیال نمایشنامهها و رمانها و تابلوهای نقاشی میماندند اگر دوربین عکاسی اختراع نمیشد. جعبهای که مدعی بود مثل چشم میبیند و آنچه را که هست، بیدخل و تصرفِ راوی و نقاش و فارغ از کاستیهای حافظۀ آدمی، ثبت میکند. آن دسته از مسافران که خود را مجهز به دوربین میکردند، صاحب اسنادی بس ارزشمند میشدند که دوری مقصدشان، دشواری سفرشان و اعجاب دیدههایشان را اثبات میکرد. عکسهای گرفته شده توسط آنان از یکسو دسترسی بصری به شواهد لازم برای محققان علومی مثل مردمشناسی، نژادشناسی، باستانشناسی و جفرافیا را فراهم میآوردند و حتی موجب دریافت کمکهای مالی از سوی مؤسسات مختلف فرهنگی، جغرافیایی و نظامی برای سفرهای بعدی مسافران میشدند، و از سوی دیگر به خیالات مردم اروپا دربارۀ مفاهیمی مانند «شرق» و «شرقی»، «دیگری» و «بیگانه» عینیت میبخشیدند. این عکسها البته فراتر از نوعی یادگاری نمیرفتند، اگر تکثیر نمییافتند. کارتپستالِ مصور در آن دوره روش مناسبی برای تکثیر، انتشار و مصرف میلیونی عکس در مقیاس جهانی بود که بین سالهای 1890 تا 1915م. عصر طلایی خود را میگذراند. این تکه کاغذِ تصویردار، سریع و ارزان تهیه، و بدون پاکت پست میشد و آنقدر مورد علاقۀ اروپاییان و امریکاییان قرار داشت که اغلب در آلبومهای مخصوص نگهداریاش میکردند و به تماشای تصاویر مختلفش مینشستند.ایران عصر قاجار که به فاصلۀ کمی از جهان اروپایی، با دوربین عکاسی آشنا شده و خود موضوع آن قرار گرفته بود، از طریق انتشار کارتپستال، دارای تصویری شد که گاهی به انگارههای اروپاییان نزدیک، و گاهی از آنها دور و به یک مستندنگاری شبیهتر بود. شمار بسیار زیادی عکس و کارتپستال که از آن زمان و نیز دورههای پهلوی اول و پهلوی دوم به جای مانده، اسناد تاریخی گرانبهایی هستند که نادیدههای فراوانی بهخصوص از زندگی روزمرۀ ایرانیان، خواه دربار و خواه مردم، برای ما آشکار میکنند که در دیگر اسناد تاریخی به هیچ وجه ثبت نشدهاند. در این کارگاه ضمن مروری بر پیشینه، به اهمیت و کاربرد این اسناد در انواع پژوهشهای تاریخی پیرامون ایران معاصر پرداخته میشود.
ثبت دیدگاه